دوست یا دشمن؟ آیا ما برای انقلاب هوش مصنوعی آماده هستیم؟

در سرفصل ها، در حین صحبت با رهبران یا دانشجویان MBA - موضوع هوش مصنوعی مدام مطرح می شود.
به گزارش علمی نیوز و به نقل از Psychology Today، به تازگی، ایلان ماسک، یکی از مبتکران، پیشنهاد کرده است که هوش مصنوعی کنترل نشده ممکن است به تهدیدی قابل توجه برای بشریت منجر شود . بیل گیتس نیز احساسات مشابهی را تکرار می کند. آیا این بازخوانی نگرانی های قدیمی لودیت است یا به رسمیت شناختن واقعی این که جایگاه انسان ها در جهان در لبه کهنگی قرار دارد؟
ما انسان ها تا زمانی که روی زمین راه رفته ایم، توانایی های خود را افزایش داده ایم و به دنبال کمک های خارجی بوده ایم. از استفاده از چوب و سنگ، آتش، بخار، مکانیک، الکترونیک و در حال حاضر در انقلاب صنعتی چهارم سیستمهای شبکهای که دیجیتال، تکنولوژی و بیولوژیک را با هم ترکیب میکنند .
زمانی که دستگاه چاپ اختراع شد، فرض بر این بود که عمر آن گونه که ما می شناسیم به پایان می رسد . با تکثیر کلمه چاپی، فیلسوف گوتفرید ویلهلم اظهار تاسف کرد که «انبوه وحشتناک کتابهایی که مدام در حال رشد هستند ممکن است منجر به سقوط دوباره به بربریت شود». در مورد تلفن هم تقریبا همینطور گفته شد! (جایی که توانایی این دستگاه برای ایجاد اختلال در شرکتها آنقدر بزرگ تصور میشد که اکثر شرکتها فقط یک دستگاه داشتند - برای استفاده مدیران ارشد به تنهایی قفل شده بود).
شاید این به ما این حس را بدهد که بخش اعظم نگرانی های ما بی دلیل هستند. این فقط یک شوک آینده است . این هوش مصنوعی، درست مانند هر فناوری جدید دیگری، به سادگی در کنار زندگی روزمره ما جای می گیرد و آنها را غنی، توانمند و بهبود می بخشد.
در گفتگوهای اخیر با مدیران صنعت بیمه و همچنین در حالی که کارگاه آموزشی مهارت های رهبری آینده با MBA را در هفته گذشته تسهیل می کند، موضوعات و چالش های مشابه در مورد هوش مصنوعی مدام تکرار می شود.
1. آیا هوش مصنوعی باید حقوقی داشته باشد؟اگر در آینده بخواهیم افکار و احساسات خود را با ایمپلنت تغییر دهیم ، در چه مرحله ای یک انسان به یک «ماشین» تبدیل می شود؟ آن «ماشین» چه حقوقی دارد؟ حقوق بشر در تعامل با هوش مصنوعی چطور؟
2. در نهایت چه کسی مسئولیت "اشتباه" مربوط به خودکار را بر عهده خواهد داشت؟ آیا این «ربات»، رمزگذار، مدیر عامل است؟ وقتی یک سایبورگ انسانی که با ایمپلنت های احساسی و شناختی تقویت شده است، کار اشتباهی انجام می دهد، تعادل سرزنش کجاست؟
3. وقتی اکثر «کارگران» غذا نمیخورند، نمیخوابند، استراحت نمیکنند یا مالیات نمیپردازند، چگونه بودجه جامعه بشری را تامین خواهیم کرد؟ آیا زمان مالیات بر روبات ها فرا رسیده است ؟
4. چگونه باید دنیای جدیدی را تنظیم کنیم که در آن تصمیمات بی شماری ممکن است خارج از کنترل مستقیم انسان گرفته شود؟ آیا واقعاً با کروز کنترل در اتومبیل یا خلبان خودکار تفاوت زیادی دارد؟ آیا تصمیمات لمینگ مانندی را خواهیم دید که در آن سیستم های شبکه ای همه کورکورانه از یک قانون کدگذاری پیروی می کنند؟
شاید مهمترین چیز برای رفاه و هدف خودمان…
5. وقتی تقریباً هر فرآیند خودکار خودکار شده است، انسان در محل کار چه خواهد کرد؟
من فکر میکنم که کار زیادی به جز خلاق بودن و احساساتی بودن برای ما باقی نمانده است.
برای برتری در انسان بودن
در حال حاضر، ما هومو ساپینها برجستهترین چابکترین و منعطفترین حلکنندههای مشکل خلاق هستیم که میتوانیم لحظهای مبهم را بسنجیم و به سرعت، راهحلی بیندیشیم و اجرا کنیم. منبع خلاق ایدهها بودن، تشویق همین ایدهها در دیگران و کار مشترک با افراد و سیستمها، یک مهارت حیاتی رهبری در آینده خواهد بود.
همین امر در مورد احساسات نیز صادق است. توانایی همدلی، درک و آرامش یک شایستگی اصلی انسان است. ما شاهد رشد رهبران انسان گرا خواهیم بود که از آوردن اندکی عشق افلاطونی به محیط کار نمی ترسند. تقریباً هر آهنگی در رادیو، کتاب، نمایشنامه و فیلم، بیشتر زندگی بیداری ما صرف موضوع عشق می شود. با این حال این یک کلمه و مفهوم ناگفته در سازمان ها است. سازمانهایی که از تمایل طبیعی انسان به همکاری و مراقبت استفاده میکنند، رشد خواهند کرد - و این کار را در حالی انجام خواهند داد که مسئولانه به جامعه بزرگتر کمک کنند.
دوست یا دشمن؟ خوب یا بد تغییر آمده و در راه است... آیا ما برای آن آماده ایم؟