ضمیر ناخودآگاه چیست؟

به گزارش علمی نیوز و به نقل از Psychology Today، ذهن ما کل افکار، امیدها، رویاها ، ادراکات و تجربیات ما را در بر می گیرد (آرمسترانگ، 1980). در اصطلاح علمی، ذهن مجموع فرآیندها و عملکردهای شناختی بیشماری است که شامل فکر، ادراک، احساسات ، حافظه ، زبان و تصمیمگیری میشود (فریدنبرگ و سیلورمن، 2015). اگر ذهن مجموع تجربه و زندگی درونی ما را در بر گیرد، ما فقط از بخش کوچکی از آن آگاه هستیم. بیشتر این فرآیندها بدون آگاهی مستقیم ما اتفاق میافتند، اما همچنان میتوانند تفکر ما را شکل دهند، بر تصمیمات ما تأثیر بگذارند و بر رفتار ما تأثیر بگذارند. این ضمیر ناخودآگاه است.
مفاهیم اولیه ضمیر ناخودآگاه
ایده ضمیر ناخودآگاه مفهوم جدیدی نیست و می توان آن را در وداهای هندو باستان یافت که به صراحت به جنبه های ناخودآگاه ذهن اشاره می کنند (ونکوبا، 2002). در اروپا، جنبه های ناخودآگاه شناخت 500 سال پیش توسط پزشک سوئیسی پاراسلسوس (Borzelleca, 2000; Galdston, 1950) توصیف شد و بعدها توسط بسیاری از فیلسوفان مورد بحث قرار گرفت - از فریدریش شلینگ، که در مورد دو طرف روح صحبت کرد (Otabe, 2019). رند، 2004) به فردریش نیچه که چارچوبی دقیق برای ذهن ناخودآگاه ایجاد کرد (کاتسافاناس، 2013).
روانشناسان اولیه، مانند ویلیام جیمز، نه تنها از فرآیندهای ناخودآگاه حمایت کردند، بلکه به طور فعال مطالعه کردند (واینبرگر، 2000). یکی از مشکلات در ردیابی تاریخچه آن این است که اصطلاح «ناخودآگاه» در درجه اول به عنوان یک موقعیت متافیزیکی استفاده میشد و ادعا میکرد که حالات ذهنی از واحدهای ذهنی ابتدایی تشکیل شدهاند. منظور ما از «ناخودآگاه» با طیفی از اصطلاحات مختلف است (واینبرگر، 2000). دیگر پیشگامان روانشناسی مدرن، مانند هرمان فون هلمهولتز و ویلهلم وونت، فرآیندهای ناخودآگاه را بهویژه بر روی استنتاجهای ناخودآگاه به طور گسترده مطالعه کردند (Araujo، 2012؛ Cristalli، 2022). با این حال، تغییر پارادایم واقعی در ناخودآگاه در پشت یک رویکرد کاملاً جدید به روانشناسی رخ داد: روانکاوی .
انقلاب فرویدی
زیگموند فروید روانشناسی را متحول کرد. اگرچه نفوذ او رو به کاهش بود، اما تأثیر عمیقی در این زمینه داشت (یونگ، 2021). او این ایده را منجنیق کرد که نیروهای ناخودآگاه بر رفتار انسان تأثیر می گذارد (پاور، 2000). فروید ذهن را به سه بخش تقسیم کرد و از کوه یخ برای نشان دادن آنها استفاده کرد:
ضمیر خودآگاه چیزی است که ما از آن آگاه هستیم و شامل افکار، ادراکات و احساسات ما می شود. درست زیر سطح ضمیر ناخودآگاه قرار دارد که شامل خاطرات، دانش و اطلاعات کلی است. این در آگاهی فوری ما نیست، اما به راحتی قابل دسترسی است. بخش عظیم غرق شده از ضمیر ناخودآگاه تشکیل شده است که مملو از خواسته ها، انگیزه ها و خواسته های ماست.
یک رویکرد علمی
نظریه فروید فراگیر است زیرا می تواند تقریباً برای همه حالات و رفتارهای ذهنی توضیح دهد. با این حال، این یکی از نقاط ضعف اصلی آن است: توانایی توضیح همه چیز در گذشته - حتی برای نتایج متناقض - تمام قدرت پیش بینی را قبل از واقعیت از بین می برد. بیشتر علم کنونی بر اصل ابطال استوار است، اما بسیاری از نظریه های فروید را نمی توان دقیقاً جعل کرد زیرا تقریباً همه نتایج ممکن را توضیح می دهد. ایده ابطال، که توسط فیلسوف علم اتریشی-بریتانیایی کارل پوپر ارائه شد، عمدتاً ناشی از این تمایل بود که نشان دهد روانکاوی (و همچنین مارکسیسم) علمی نیست (تورنتون، 2023). در حالی که فروید هنوز پیروان فداکاری دارد، اکثر دانشمندان علوم شناختی نظریه های او را غیرعلمی می دانند. توجه به این نکته حائز اهمیت است که این به معنای اشتباه بودن آنها نیست، بلکه صرفاً مبتنی بر اصول و روش های علمی نیست (تالیس، 2023).
در حالی که نظریه کوه یخ دیگر به طور گسترده توسط دانشمندان مورد استفاده قرار نمی گیرد، فروید هنوز عصر جدیدی از آگاهی از ناخودآگاه را آغاز کرد. متأسفانه، به دلیل وضعیت علمی مشکوک روانکاوی، مطالعات علمی ناخودآگاه برای چندین دهه مورد غفلت قرار گرفته است.
بینش هایی از علوم اعصاب فعلی
علوم شناختی در دهههای اخیر شاهد رشد انفجاری بودهاند، تا حدی به دلیل پیشرفتهای فناوری جدید مانند ظهور تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI؛ Pang، 2023a). نکته ای که از این یافته ها متمایز می شود این است که اکثر فرآیندهای مغز بدون هیچ گونه آگاهی آگاهانه اتفاق می افتند. آگاهی گاهی به یک نورافکن باریک در صحنه وسیع، یعنی مغز تشبیه شده است (Baars, 1988; Dehaene et al., 2006). کوه یخ فروید صرفاً یک استعاره است که مستقیماً با حالات یا عملکردهای خاص مغز مطابقت ندارد. با این حال، درست است که تأکید کنیم که بیشتر عملکردهای مغز ما بدون آگاهی انجام می شود. به این ترتیب، به عنوان یک تصویر خوب عمل می کند. تقریباً هر کاری که ذهن انجام می دهد - از ادراک به ظاهر ساده گرفته تا حرکات رقص - به تعداد زیادی فرآیند ناخودآگاه نیاز دارد.
از اینجا به کجا می رویم؟
ضمیر ناخودآگاه نویسندگان باستان و همچنین دانشمندان شناختی کنونی را مجذوب خود کرده است. واضح است که ضمیر ناخودآگاه واقعی است و نیاز به بررسی بیشتر دارد. با این حال، معمای واقعی این است که چرا چیزی فراتر از این فرآیندهای ناخودآگاه وجود دارد. چرا تجربیات حسی آگاهانه پس از رمزگشایی ورودی های حسی توسط مغز به وجود می آیند؟ ما هنوز پاسخ قانعکنندهای برای این سؤالات نداریم، اما در نهایت آنها حوزههای معتبر تحقیق علمی در نظر گرفته میشوند (Pang, 2023b, 2023c). ناخودآگاه ممکن است باطنی و مرموز به نظر برسد، اما من پیشنهاد می کنم که فرآیندهای ناخودآگاه همان چیزی است که باید از یک ماشین بیولوژیکی انتظار داشته باشیم. راز واقعی در تکه کوچک یخ بالای آب نهفته است.