چگونه ربات ها فرهنگ انسان هارا تغییر خواهند داد؟

به گزارش علمی نیوز و به نقل از Psychology Today، راه های زیادی وجود دارد که به نظر من تأثیر روبات های اجتماعی می تواند فرهنگ ما را در آینده نزدیک تغییر دهد. در اینجا چند راه وجود دارد که متفکران مختلف، از جمله من، پیشبینی میکنند که فرهنگ ما میتواند با ورود رباتهای اجتماعی به هر گوشه و کنار خانه، مدرسه، محل کار و هر محیط عمومی تغییر کند.
احتمالاً کاهش قابل توجهی از کارهای سخت در خانه وجود خواهد داشت و این منجر به اوقات فراغت بیشتر برای همه، به ویژه زنان، که عمده کارهای خانه را انجام می دهند، می شود. این زمان میتواند برای زمان با کیفیتتر خانواده، فعالیتهای با دوستان، تلاشها و سرگرمیهای خلاقانه، بازیها، و آموزش مداوم استفاده شود . اگر مردم راههای مفیدی برای پر کردن زمان پیدا نکنند، میتوان از آن به روشهای کمتر سالم نیز استفاده کرد، شاید اعتیاد به همه چیز، از مواد مخدر و استفاده ناسالم از اینترنت، تا فعالیتهای کمتر دلپذیر با روباتها، مانند اعمال توهینآمیز که وارد روابط انسانی شود
از آنجایی که ربات ها مجهز به دوربین و حسگر هستند و قادر به ضبط مداوم هستند، افراد حریم خصوصی کمتری خواهند داشت. به عنوان مثال، توانایی نظارت روباتها، که میتواند برای یکی از اعضای خانواده که میخواهد از ایمنی یکی از عزیزان مسن اطمینان حاصل کند، ارزشمند باشد، ایمنی را افزایش میدهد، اما میتواند بار ناراحتکنندهای برای فرد تحت نظارت باشد. بدتر از همه، مجرمان میتوانند با هک کردن روباتهایشان، افراد در خانههایشان را زیر نظر بگیرند. حتی اعضای خانواده همیشه بهترین انگیزه را برای نظارت بر یکدیگر ندارند. همسری بیش از حد حسود را تصور کنید که احساس می کند مجبور است هر حرکت زن یا شوهر را تماشا کند.
افراد در هر سنی از طریق قرار گرفتن در معرض ساده از روبات ها تقلید می کنند، به علاوه این تمایل دارند که فکر کنند روبات ها از خودشان باهوش تر هستند. در آینده نزدیک، این شامل یک محدوده احساسی باریک است که به روشی بیان میشود که برای کپی کردن بیان طبیعی انسان است، اما مصنوعی است. عبارات ربات سطحی است زیرا هیچ احساس واقعی در زیر آنها وجود ندارد. در نتیجه، ما میتوانیم بخشی از عمق و ظرافت انسانیت خود را از دست بدهیم، زیرا ارزش کافی برای آن قائل نیستیم. ما همچنین ممکن است درجه ای از خودانگیختگی را از دست بدهیم، با توجه به اینکه ربات ها توسط الگوریتم هایی کنترل می شوند که داده هایی را که به آنها تغذیه شده اند را خرد می کنند. آنها حداقل در حال حاضر قادر به خودانگیختگی واقعی نیستند و همانطور که ما از آنها تقلید می کنیم، می توانیم بسیاری از طیف رفتارهای انسانی را که زندگی را جذاب نگه می دارد از دست بدهیم.
زندگی برای برخی از افراد ناتوان و مراقبان آنها بهتر و مستقل تر خواهد بود. این شامل افراد مبتلا به اوتیسم می شود که رفتارهای اجتماعی اولیه را از روبات های خود یاد می گیرند و افراد مبتلا به زوال عقل که ممکن است به طور مداوم نیاز به مراقبت، نظارت و مشغول شدن داشته باشند. بسیاری از افراد مسن به دلیل کمک به تحرک و توانایی آنها برای نگهداری از خانه، می توانند در خانه خود "در جای خود پیر شوند" و از قرار گرفتن در خانه سالمندان اجتناب کنند. افرادی که فلج هستند می توانند بسیاری از نیازهای اولیه خود را توسط ربات های تخصصی که می توانند چیزها را بیاورند و غذا بدهند، حمام کنند و آنها را از تخت به ویلچر و عقب منتقل کنند، برآورده کنند. و ربات ها می توانند درجه ای از همراهی را با افرادی که به دلیل ناتوانی های خود نمی توانند بیرون بروند، ارائه دهند.
مردم به دلیل عادت به روابط غیرقابل تقاضا و اساساً کوتاهمدت با روباتها میتوانند از یکدیگر بیگانهتر شوند. کاهش توقعات آنها از آنچه که یک رابطه می تواند باشد، می تواند به منطقه ای راحت تبدیل شود، آسان تر و آشناتر از روابط انسانی. روابط مصنوعی می تواند به "عادی جدید" تبدیل شود. اگرچه این روابط نمی توانند واقعاً رضایت بخش باشند، اما می توانند برخی از افراد را از تلاشی که منجر به روابط انسانی واقعی و ارزشمند می شود دور بزنند. سخت نیست که ببینیم اگر یکی از اعضای خانواده اساساً قادر نباشد یا تمایلی به برقراری ارتباط واقعی نداشته باشد، چگونه این پدیده می تواند تأثیر بسیار مخربی بر ازدواج و سایر روابط خانوادگی داشته باشد.
همانطور که آلوین تافلر پیش بینی کرده بود، خرده فرهنگ های جدید به ظهور خود ادامه خواهند داد. فنجنسگرایان به ذهن میرسند. با این حال، تقریباً غیرممکن است که پیشبینی کنیم که اینها چه خواهند بود، همانطور که هیچ کس گسترش فرهنگ انیمه یا بازی را که امروزه تا این حد رایج است، پیشبینی نکرده بود. آنها به شدت به ظهور فناوریهای جدید، اشتیاقهایی که القا میکنند و ظرفیت تخیلی افرادی که از آن فناوریها استفاده میکنند وابسته خواهند بود. درست مانند روزهای اولیه اینترنت، زمانی که هیچ کس پیشبینی نمیکرد که شبکههای اجتماعی به وجود بیاید ، رباتها به دلیل قابلیتهای تعاملی خود، دامنه نسبتاً عظیمی از امکانات خواهند داشت. نکته پایانی این است که بسیاری از خرده فرهنگ های جدید مبتنی بر اجتماعی بودن روبات ها و طعم بالقوه منحصر به فرد یک جامعه جدید خواهند بود.
من می خواهم این پست را در یک یادداشت خوش بینی ببندم . رباتها وقتی برای اولین بار در جامعه نفوذ میکنند، احتمالاً بسیار دستگیرکننده هستند. بدون شک مردم مجذوب آنها خواهند شد. من انتظار دارم دوره ای پیش بیاید که برخی افراد نسبت به آنها وسواس پیدا کنند، اما در مقطعی، تازگی خود را از دست بدهند. هنگامی که به طور جمعی تمام محدودیتهای کاری که روباتها میتوانند انجام دهند را بررسی کردیم، یاد گرفتیم که ارزش واقعی آنها را غربال کنیم و آنها را تجزیه و تحلیل کنیم، انسانهای بهتری ممکن است در بسیاری از زمینهها با آنها مقابله کنند. به هر حال، رباتها همانطور که میشناسیم تنها دو مورد از انواع بالقوه بسیاری از هوشی که انسانها قادر به انجام آن هستند، دارند. ممکن است تا زمانی که روباتها آنها را تسکین ندهند، به درستی از آن انواع هوش قدردانی نکنیم.
پس از گذراندن دوره ای از یادگیری اینکه ربات ها چه کاری می توانند انجام دهند و چه کاری نمی توانند انجام دهند، ممکن است تفکر خود را از ارزش گذاری بیش از حد هوش محاسباتی به قدردانی مجدد از انواع دیگر هوش که انسان ها قادر به انجام آن هستند تغییر دهیم. انسانها امروزه بسیار چند بعدیتر از روباتها هستند، و تا کنون، من از هیچ فناوری پیشگامانهای که احتمالاً این پارادایم را در هم میشکند، آگاه نیستم. صرفاً دادن قدرت محاسباتی بیشتر به روبات ها و بهتر کردن آنها در تظاهر به احساسات ، تفاوت درجه است، نه مهربانی. روزی دانشمندان ممکن است یک جهش فناوری کوانتومی انجام دهند که ربات ها را در سطحی برابر یا برتر از انسان هوشیار و چندوجهی می کند. اما وظیفه امروز ما این است که در مورد آنچه که می توانیم از این ابزارهای پیچیده انتظار داشته باشیم آگاه باشیم – بله، اما ابزارهای پیچیده.