مشکلات واقعی ما با هوش مصنوعی

به گزارش علمی نیوز و به نقل از Psychology Today، در 12 مارس 2024، هر دو وبسایت CNN و فاکس نیوز گزارشهای تقریباً یکسانی را منتشر کردند که هشدار میداد هوش مصنوعی (AI) یک تهدید بیاهمیت برای موجودیت انسان است و احتمال 5 تا 10 درصد وجود دارد که گونهی انسان در معرض خطر قرار گیرد. اگر توسعه هوش مصنوعی با سرعت فعلی و شتابان خود ادامه یابد، خاموش می شود.
به عنوان فردی که در دهه 1980 به بلوغ رسیدم، با فیلمهای علمی تخیلی و اکشن که هوش مصنوعی در آن نقش شرور را بازی میکند، بسیار آشنا هستم، مانند بازیهای جنگ، 2001: ادیسه فضایی، و فرانچایز ترمیناتور. در تمام این سناریوها، هوش مصنوعی برای کمک به انسان ها ایجاد شده است، اما به سمت ما می چرخد و سعی می کند ما را از وجود محو کند. در واقع، موضوع هوش مصنوعی بهعنوان شرور در فیلمها بسیار رایج بوده است: شاهد فیلم ترسناک اخیر M3GAN باشید، که در آن عروسک هوش مصنوعی پس از به دست آوردن قدرت خودآگاهی و محافظت از خود، قاتل میشود.
اما چرا داستان های مربوط به هوش مصنوعی همیشه اینقدر شوم هستند؟ چرا داستان های کمی در مورد اشکال خیرخواهانه هوش مصنوعی وجود دارد که از ما محافظت و راهنمایی می کند؟ پاسخ من برگرفته از کتاب مکالمات با خدا اثر نیل دونالد والش (1994) است. دو سطر به یاد ماندنی از این کتاب وجود دارد که در اینجا به آن می پردازم:
این نکات اساساً موضوع بحث من است: مشکل هوش مصنوعی نیست. مشکل ما هستیم
انسان ها دوست دارند خود را به عنوان یک گونه پیشرفته توصیف کنند، به ویژه در متون مذهبی ما. اما آیا این ایده درست است؟ نکات زیر را در نظر بگیرید و اینکه آیا یک گونه واقعاً پیشرفته هر یک از این کارها را انجام می دهد یا خیر:
آیا انتظار این که یک گونه واقعاً پیشرفته بداند مرگ به چه معناست و بعد از آن چه اتفاقی میافتد، بتواند در مورد وجود یا عدم وجود نیروی خلاق (خدا، روح بزرگ و غیره) که جهان را آغاز کرده است، توافق کند؟ و همچنین آنچه که آن نیروی خلاق از ما می خواهد) و آیا می تواند آب و هوای سیاره خود را کنترل کند؟ آیا اعضای یک گونه واقعاً پیشرفته نمی توانند تاریخ و نحوه خروج خود را از دنیای خود انتخاب کنند؟ آیا یک گونه واقعاً پیشرفته نمی تواند به جای تهاجم، بمباران و قلدری یکدیگر برای تسلیم، بر متقاعد کردن و همکاری تکیه کند؟
آنچه من می گویم این است که انسان ها هنوز آنجا نیستند. ما حتی نزدیک نیستیم گونه ما کمتر از 100000 سال قدمت دارد و اولین تمدن های ما کمتر از 10000 سال پیش آغاز شده اند - زمان بی نهایت کمی در مقایسه با سن 5-6 میلیارد سال جهان. ما یک گونه در حال تکامل هستیم و این مدت طولانی نبوده ایم. ما خیلی جوان هستیم که بتوانیم یک گونه پیشرفته در نظر بگیریم.
به بیان ساده، ما آنقدر پیشرفته نیستیم که بتوانیم فناوری هایی مانند هوش مصنوعی را مدیریت کنیم. به تعبیر والش، تکامل معنوی ما به چیزی نزدیک نیست که بتوانیم چنین فناوریهای پیشرفتهای را بدون تخریب خودمان در این فرآیند مدیریت کنیم.
در اصل، هوش مصنوعی مخلوق انسان است. انسان ها رمزی را می نویسند که به آن زندگی می بخشد. از آنجایی که ما موجوداتی خودخواه، بدوی و خشن هستیم – به خصوص زمانی که گروههایی از انسانها با گروههای دیگر انسانها در تعامل هستند – چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم که یک هوش مصنوعی پیشرفتهتر و تکاملیافتهتر از ما ایجاد کنیم؟ تا زمانی که جوامع انسانی برای ایجاد پیشرفتهترین اشکال هوش مصنوعی با هم رقابت میکنند، هوش مصنوعی که ما ایجاد میکنیم منعکسکننده تکامل معنوی ما (یا فقدان آن) خواهد بود. رقابتی، خودخواهانه و خشن خواهد بود، درست مانند گونه ما. همانطور که والش بیان کرده است، ما نمی توانیم تصور کنیم که چیزی بزرگتر از آنچه که هستیم خلق کنیم.
و مشکل در همین جاست.
ما برای هوش مصنوعی آماده نیستیم و امید صمیمانه من این است که دکمه مکث را تا زمانی که هستیم بزنیم. ما باید قبل از انجام چنین کاری روی پیشرفت معنوی خود کار کنیم، در غیر این صورت نتایج می تواند ویرانگر باشد.